نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت 
که زخم های دل خون من علاج نداشت 

تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم 
که آنچه داشت شقایق به سینه ٬ کاج نداشت

منم خلیفه ی تنهای رانده از فردوس 
خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت 

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود 
که سکه های من از ابتدا رواج نداشت 

نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم 
چراغ نه ! که به گشتن هم احتیاج نداشت 

فاضل نظری

/ 0 نظر / 263 بازدید