ناگزیرم از سفر بی سرو سامان چون باد

به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد

 

کوچ تاچند؟! مگر می شود ازخویش گریخت

بال تنها غم غربت به پرستوها داد

 

این که مردم نشناسند تورا غربت نیست

غربت آن است که یاران ببرندت از یاد 

 

فاضل نظری