من از کوچ پرستوها کمی انگار می ترسم

نمی دانم چرا از لحظه ی دیدار می ترسم؟

 

چرا امواج از دریا گریزانند و می ترسند

چه حسی دارد این دانستن اسرار . می ترسم

 

یکی معنی کند مفهوم گنگ بی نهایت را

که از دیدار چند آیینه بر دیوار می ترسم

 

هزاران نقش تکراری در این آیینه ها پیداست

تو درکم کن که از تکرار در تکرار می ترسم 

 

اگر دریاو شدن  زیباست ای پهناور بی مرز

کمی آهسته تر در من قدم بگذار می ترسم

 

لیلا صالحی